آرش دانلود

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
سلام :

امروز كه اينا رو مي نوسيم  از اخرين مطلبي كه گذاشتم يك سال و چند ماه مي گذره ، و بالاخره با همين عشقي كه انقد زجرم داد ازدواج كردم حالا يك سال و چند ماه..... هنوزم دوسش دارم اونم دوسم داره خيلي زياد. هنوزم عاشقشم با هم زندگي خوبي داريم.هر چند بعضي وقتا از دست هم كفري هم مي شيم اما اين زندگي هم خوبه.عاشق هم بودن خوبه همو دوس داشتن خوبه به سختي به هم رسيدن خوبه همه ي اينا خوبه اگر اخرش خوب باشه در غير اينصورت ممكنه تو زندگي يه جايي از خودت بپرسي ايا ارزششو داشت ايا كار درستي كردم.زندگي با كسي كه دوسش داري خيلي قشنگه البته اگه خودت بخواي ، همش به خودت بستي داره كه بموني يا بري

نویسنده : آرش بازدید : 186 تاريخ : سه شنبه 21 شهريور 1391 ساعت: 22:49
برچسب‌ها :
نمی دونم چجوری نوشتم که همه شما احساس کردید من عاشقم یا شاید اون که عاشقشم لایق عشق من نیست....... اره همیشه دوست داشتم عاشق باشم عاشق یکی که بخاطرش هر کاری کنم.کاریم به درست و غلطش نداشتم . سالها پیش استادی داشتیم که همیشه از عشق خودش حرف می زد چقد داستانشو دوس داشتم یه روز گفت بچه ها ابزار عشق دل است یعنی ادما با دل عاشق میشن نه با عقل حالا امروز خیلی روزا گذشته از این حرفا و من اسیر همون دل شدم که زبون عقل سرش نمیشه بارها و بارها این دله شکست و این چشا بارونی شد اما بازم جنگید چون فکر میکرد این تنها راهه. اره باید باور کنم که دیگه چیزی به نام عشق در وجود ادما نیست فقط فکر میکنن یه روز عاشق شدن اما واقعا نیست.اگه یه روز به دنبال یه عشق اسطوره ای بودید باور کنین که  نیست همه یه جای این عشق جا می زنن دووم نمی یارن حتی تو همین عشق یه روزی می رسه که عشقت برگرده خیلی چیزا بهت بگه بگه که دیگه دوست نداره که نمی خواد باهات زندگی کنه یا اونقد اذیتت کنه که بخوای بذاریو بری. نمی تونید درک کنید چقد این عشقمو دوس داشتم خیلی برام شیرین بود حتی همین حالا که بهش فکر میکنم بازم شیرینه واسم. اما گذشت همش گذشت و حالا همه ی روزا چشای من بارونیه چون ........................... نمی دونم اگه اون جای من بود چیکار می کرد نمیدونم نمیدونم  

نویسنده : آرش بازدید : 193 تاريخ : سه شنبه 21 شهريور 1391 ساعت: 22:49
برچسب‌ها :

گاه یک لبخند انقدر عمیق می شود که گریه می کنم

گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی است که با ان زندگی می کنم

گاه یک نگاه ان چنان سنگین است که چشمانم رهایش نمی کند

گاه یک عشق انقدر ماندگار است که فراموشش نمی کنم

نویسنده : آرش بازدید : 175 تاريخ : سه شنبه 21 شهريور 1391 ساعت: 22:49
برچسب‌ها :
من عاقبت دیوانه خواهم شد

دیوانه ای دوست داشتنی خواهم شد

دیوانگی مرا به دنیای کودکی خواهد برد ، دنیائی که خاطرات با تو بودن را به دروغ فراموش خواهم کرد

در آن دنیا تمام بازی های یه کودک را تکرار خواهم کرد ، لباس هایم کثیف خواهد شد

گنجشک های روی درخت را پَر میدهم و گربۀ روی دیوار را میترسانم

و از ته دل خواهم خندید و آنگاه تو مرا دعوا خواهی کرد

مینشینم روی زمین خاک آلود ، گوشۀ پیراهنم را میان لب هایم میگیرم و بغض گلویم را میگیرد

اما با یک خندۀ تو ، بار دیگر به سرعت تمام ناراحتی ها را از یاد خواهم برد

آری ! من همان دیوانه ی دوست داشتنی خواهم شد

دیوانه ای که همه چیز را میداند اما دیگر عاقل نخواهد شد.....

دوست دارم یک دیوانه باشم تا خاطرات تو را به دروغ فراموش کنم
نویسنده : آرش بازدید : 209 تاريخ : سه شنبه 21 شهريور 1391 ساعت: 22:49
برچسب‌ها :
 

 ای خوب!

یاد قلبت باشد،

یک نفر هست که اینجا

بین آدم هایی، که همه سرد و غریبند با تو

تک و تنها ،

به تو می اندیشد

و کمی،

دلش از دوری تو دلگیر است....

نویسنده : آرش بازدید : 174 تاريخ : سه شنبه 21 شهريور 1391 ساعت: 22:49
برچسب‌ها :
TEXT-ALIGN: right; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl" dir=rtl>فصل حقیقی عشق لحضه ای است که در میابیم که تنها ماییم که عاشقیم...

و کس دیگری چون ما عاشق نبوده است! و هیچکس دیگر نیز چون ما عاشق نخواهد بود

برای امروز و فردا عهد می بندم :

عهد می بندم نه در صداقت تو شک کنم و نه بی اعتماد

و محبت تو را می پذیرم بی آنکه دغدغه فردا داشته باشم

چون میدانم . فردا...

                                      بیش از امروز دوستت خواهم داشت   

 دوستت دارم را با چه زبانی باید گفت به تو که از زبان عشق شیرین تر باشد؟

نویسنده : آرش بازدید : 204 تاريخ : سه شنبه 21 شهريور 1391 ساعت: 22:49
برچسب‌ها :

در زمان های قدیم پیش از آنکه انسان بر روی زمین پا گذارد , بدی ها و خوبی های جهان دور هم جمع شده بودند. یک روز که حوصله ی آنها سر رفته بود تصمیم گرفتند قایم باشک بازی کنند . دیوانگی گفت : من چشم میگذارم , بقیه قایم شوید.

و از همانجاتا ابد عشق و دیوانگی همراه یکدیگر به درون تمام آدم های عاشق سرک می کشند......

 

 

نویسنده : آرش بازدید : 208 تاريخ : سه شنبه 21 شهريور 1391 ساعت: 22:49
برچسب‌ها :
قطره‌ دلش‌ دریا می‌خواست ، خیلی‌ وقت‌ بود كه‌ به‌ خدا گفته‌ بود.
هر بار خدا می‌گفت : از قطره‌ تا دریا راهی ا‌ست‌ طولانی ، راهی‌ از رنج‌ و عشق‌ و صبوری ، هر قطره‌ را لیاقت‌ دریا نیست....
.
نویسنده : آرش بازدید : 188 تاريخ : سه شنبه 21 شهريور 1391 ساعت: 22:49
برچسب‌ها :
اینم واسه تو می نویسم شاهزاده قلب من 

می دونی خیلی دوست دارم  اما بازم می گم

خیلی وقتا که دلم واست تنگ می شه بهونه میگیرم که مطمئن شم تو هم دلت واسم تنگ شده اما غافل از اینکه تو داری چی میکشی بعد که می فهمم می زنم زیر گریه که چرا نمی تونم بفهمم تو هم منو دوس داری، که چرا بهت شک میکنم ،نفسم تو خیلی خوبی که منو درک میکنی اما من بعضی وقتا خیلی ظالم میشم نه؟

عزیزم منو ببخش دوست دارم کاش هر وقت دلم واست تنگ میشد میتونستی پیشم باشی

نویسنده : آرش بازدید : 157 تاريخ : سه شنبه 21 شهريور 1391 ساعت: 22:49
برچسب‌ها :
دلم بدجور گرفته دلم می خواد ساعتها گریه کنم ، این روزا کارم شده اشک و اه و ناله خیلی خسته شدم و فقط این موقعه هاست که میشه نوشت حرف دلتو ،اونم واسه کسایی که نمی دونن تو کی هستی  یا چی میگی، بعضی وقتا حرفاتو به هیشکی نمی تونی بگی حتی اونی که واست خیلی عزیزه حتی نمی تونی بفهمی داری چقد اذیتش می کنی ،چقد سخته انقد آزارش بدی که اشکش در آد بعد خودتم باهاش گریه کنی، تا وقتی که هیشکیو دوس نداری یه درده همینکه یکیو دوس داری بازم یه درد دیگست. حالا فکر کن بقیه هم با حرفاشون بخوان آزارت بدن و وقتیم بهشون بگی بابا ولم کنید بازم نتونن بفهمن که دارن داغونت می کنن.

نویسنده : آرش بازدید : 147 تاريخ : سه شنبه 21 شهريور 1391 ساعت: 22:49
برچسب‌ها :
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد